چه داستان غریبی ست...

چه داستان غریبی ست...

 

داستان زندگی دستی که داس را برداشت؛

 

همان داسی که گندم را کاشته بود...

 

 

 

/ 5 نظر / 89 بازدید
الهام

دفتري گر بنويسند ز خوبان جهان تو به سر دفتر خوبان جهان فهرستي...

محمد

سلام از وبت دیدن کردم خیلی عالیه به منم سر بزن ممنون www.mm06.tk

kazhal

مـن دیـوانـه نـیـسـتـم فـقـط کـمـی تـنـهـایـم.... هـمـیــن! چـرا نـگـاه مـی کـنـی؟ تـنـهـا نـدیـده ای؟ بـه مـن نـخـنـد مـن هـم روزگـاری عـزیـز دل کـسـی بـودم… - - - کژال-روستای دلم

kazhal

سلام. از حضور شما نیز در روستای دلم سپاسگزارم. - - - کژال